۱۳۹۰ بهمن ۶, پنجشنبه

سنگ صبور

برگشتم با یه دنیا دلتنگی‌ و آرامشی که از تو دارم

با یه دنیا حرف واسه سنگ صبورم

واسه عشقی‌ که تو دلم جوانه زده هر روز ریشه‌اش بزرگتر و بزرگتر میشه

سنگ صبورم من این آرامشم را از تو دارم

سنگ صبورم هیچ وقت فکر نمیکردم تنهایی بتونم سفر برم

بده از ۸ سال دیدن کسایی‌ که همیشه از فکر کردن بهشون فرار میکنی‌

کسایی‌ که دوستشون داری و کسایی‌ که دوستشون نداری ، با دسته گلهای بزرگ و کوچک به استقبال من آمدن ....

آغوشم رو باز کردم به روی همهٔ آنها. آره، سنگ صبورم .....

سنگ صبورم ، من رفتم به استقبال آنهای که همه تلخ کامی‌‌های که به کامم ریخته بودن

با همه بدی‌های که در حقم انجام دادن

احساس کسی‌ که در نگاهش همه چی‌ پیداست.! و من رفتم...

فقط با یک لبخند :)

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر